على محمدى خراسانى

422

شرح مكاسب (فارسى)

و نيازى به امتحان نيست . زيرا هدف رفع غرر است و با توصيف كذائى هم رفع غرر مىشود امّا اگر از او صافى باشد كه منضبط نيستند و حدود معيّنى ندارند مثل كميّت و مقدار مزه يا رنگ يا بو كه مقول به تشكيك هستند و فرضاً فروشنده بگويد : ميوهء خيلى شيرين را به شما فروختم ، عطر خيلى خوشبو را به شما فروختم يا از دور هم بوى اين عطر قابل استشمام است . ولى باز هم رفع غرر نمىشود زيرا معلوم نيست كه خيلى شيرين است يا زيادى خوشبو است يعنى چقدر ؟ چند درجه ؟ ممكن است هر كدام از دو طرف معامله آن را بگونه‌اى تفسير كنند . و مثل كيفيّت رنگ يا مزه يا بو كه باز هم مقول به تشكيك است و چگونه بوى خوشى منظور است ؟ گونه‌هاى مختلفى دارد . در اين قسم از او صاف ، ذكر وصف كفايت نمىكند و جايگزين اختبار نيست زيرا رفع غرر نمىكند و حتماً بايد مقدار نا چيزى از همان جنس را امتحان كند و سپس بقيّه را به قياس به آن خريدارى كند . ( شبيه نابينائى كه سال قبل گوهر درخشنده‌اى را از فروشنده خريده و آن وقت بينا بود و ديد و خصوصيّات در ذهن او است و امسال كه نابينا شده فروشنده مىگويد : اين گوهر مثل آن گوهر سال قبل است . و هكذا نسبت به كسى كه فاقد حسّ چشائى و بويائى شده ) قوله : نعم : امتحان و آزمايش مبيع به دو منظور قابل تحقّق است : 1 - گاهى هدف مشترى از امتحان اين است كه : بفهمد كه اين متاع سالم است يا فاسد ؟ سالم است يا فاسد و فاقد ماليّت است ؟ مثلًا مقدارى از شيره را مىچشد تا بفهمد كه طعم شيره را دارد يا فاسد شده و متعفّن شده و ارزشى ندارد ؟ يا روغن را مىبويد تا بفهمد سالم است يا فاسد شده و از ارزش افتاده ؟ و . . . در اين گونه موارد كه سخن از وصف صحّت و سلامت مبيع است به يكى از سه نحو ذيل معامله صحيح است : الف : به نحو اختبار و امتحان : مشترى جنس را آمايش مىكند و اگر از سلامتى آن مطمئن شد معامله مىكند ب : به نحو توصيف : فروشنده اوصاف صحّت و سلامت را ذكر مىكند و مىگويد : اين شيره يا روغن را به شرط سالم بودن مىفروشم و ضمانت مىكند كه سالم باشد . به نحو شرط بگويد يا وصف فرقى ندارد .